صفحه اصلی     تالارهای گفتمان    ثبت دومین ارزان    ارسال SMS از اینترنت    خرید کارت شارژ    عضویت در گروه ناقلا    به قرآن گوش دهید    تلویزیون اینترنتی    SMS جدید    نصب تولبار ناقلا    تبلیغات

ثبت دامنه و هاست
تست خودشناسی
تست تمرکز و سرعت
ستاره شناسی
چه رنگی هستید؟
چهره خوانی
اعداد شانس شما
عدد تقدیر خود را بشناسیم

وبگردی در اینترنت

جدیدترین مطالب سایت

جدایی اجباری شهره سلطانی از هنر و بازیگری؟! + عکس
بخورید ولی به مدل‌ها برهنه دست نزنید! / عکس
روشنک عجمیان حوصله‌اش سر رفته و این کار دستی را ساخته؟!
آقای فرضیایی، واقعاً یک کودک سیاه پوست شما را یاد کاکائو می‌اندازد؟ / عکس
سلفی بدون شرح از بهاره رهنما !
این هم سلفی دو سوپر استار پر حاشیه ؟!
باران کوثری با اشتراک این عکس همه را به جان هم انداخته است!
عکس بدون شرح از بهاره افشاری ؟!
الناز شاکردوست، محمدرضا گلزار و امین حیایی در یک رستوران!
تلویزیون ایران و نمایش بی سابقه از شیوه غیرمرسوم از پوشش زنان ؟! + تصاویر
سریال جدید مهران مدیری و زمان پخش از شبکه 3
رضا عطاران و دوستان در معیت ناصر خان ملک مطیعی
بهنوش طباطبایی در آینه شکار شده است؟!
رقابت دو زوج، کی از اون‌یکی غمگین تره؟! / عکس
یک عکس زیبا از پلنگ صورتی در کنار دوستش!
تنها راه درمان برقراری رابطه جنسی است ؟!
عکس اینتساگرامی "احمدی‌نژاد" در واکنش به دیدار روحانی و کامرون!
عکس لباس پرسپولیس بر تن امیر تتلو !!
يه مانتو بخر ، دو تا سيروان هم ببر!!!! + عکس
مریلین مونرو بازیگر، خواننده و مانکن آمریکایی در مترو تهران ؟! + عکس
پوریا پور سرخ هم خوب هیکلی برای خودش ساخته است !!
آنقدر به آرایش کردن نیوشا ضیغمی گیر دادید این عکس را گذاشت؟!
عکس زیبای مازیار فلاحی احساساتی !!!
عکس‌های بهنوش بختیاری از خودش تمام شد که سراغ این عکس‌ها رفته است!
سلفیِ آینه‌ایِ آسانسوری شاهرخ استخری و دخترکش!
سپند امیرسلیمانی بدنش داغ بود نمی‌دانست با خودش چه کرده!
سکوت می‌کنیم، عکس خیلی “بدون شرح” از سحر قریشی!
عکس امیر آقایی خوشتیپ در ترکیه به سبک هنرپیشه های تُرک !
یغما این بار به هند و تاج محل رفته است !!/ عکس
لیندا کیانی خواهر زاده اش را به مدرسه می برد؟!!
عکس با کلاه یکی از ژست های محبوب دختران هنرمند ؟!!
نوشابه مشکی، موهیتو و چای نبات در جمع گرمابه و گلستان رضا گلزار !
سلفی بدون شرح الناز شاکردوست !!
سلطان دوست داشتنی ۶۸ ساله شد !! / عکس جالب
از رامبد خان پس از ثبت این عکس خبری نیست!
موشهای برومند در کانادا رکورد شکستند ؟!!!
عکس علی دایی در یکی از فروشگاه های تحت مدیریتش !
عکس آتش پاره پرسپولیس مقابل سپاهان ؟!
عکس یک لیموزین پلنگی و بهاره رهنما ؟!!
عکس اولین زن محجبه در آتش نشانی آمریکا ؟!!
تصاویر زنان ژاپنی در محاصره ایرانیها !!!
عکس وقتی داعش عطر فروشی میزند ؟!
بهنام تشکر پدربزرگ شد ؟! + عکس
تصاوير شوخی عجیب قاضی‌ پور با حداد عادل
تخمین درآمد یک تن‌فروش توسط يك روزنامه‌نگار اقتصادي ؟! + عكس
دختر جوان و بلایی که بر سر دوست پسرش آورد ؟!!
ازدواج مجدد ستایش ؟!! + عكس
دختره اومد ساندویچی… !!!!!
اینقدر که دختر پسرا همدیگرو امتحان میکنن خدابنده هاشو امتحان نمیکنه!!!!
خدا بیامرزدش، فقط زن تو نبود! زن هممون بود!
شوی زنده با طعم عشوه گری ! + عکس

اینجا تن و حیا و حرمت با هم به آب داده می‌شود

کیهان نوشت:

این روزها واژه سفر برای هر قشری از جامعه یك طور تعریف می شود، بعضی ها ترجیح می دهند كه سفرهای یك روزه بروند در همین حوالی خانه خودشان و بعضی های دیگر آن طرف آب را بیشتر می پسندند مثلا آنتالیا و تایلند و امثالهم با تمام مسائل فرهنگی و غیر فرهنگی اش. بویژه كه در هر زمانی از شبانه روز، گوشی موبایل شما میزبان اس ام اس هایی است كه شما را برای رفتن به آنتالیا تشویق می كند با كمترین هزینه و بیشترین لذت!! اما برای بسیاری از ما تفریحات در سواحل جنوب و شمال كشور خلاصه می شود جایی كه اگر فرصت شود تنی به آب بزنیم و از هوای لطیف و ساحل پر از آرامش دریا استفاده كنیم.

اگرچه ما همچنان در كشور با بحران نظارت روبه رو هستیم خواندن این سطرها تنها و تنها یك تلنگر است چرا كه همه ما آن را دیده و تجربه كرده ایم؛ اینكه برخی فكر می كنند؛ سفر یعنی خداحافظی با حریم خصوصی، خداحافظی با مسائل عرف و شرع و خداحافظی با همه چیز...اگر در تابستان امسال سری به سواحل شمال كشور و پلاژهایی كه به اصطلاح خانوادگی است، زده باشید كلی توی ذوقتان خورده و در دل آرزو كردید كه كاش در خانه مانده بودید و شاهد برخی اتفاقات كاملا عادی شده در این اماكن نظارت شده(!؟) نبودید ... خدا را شكر كه تابستان تمام شد و حالا بهتر و بی سروصدا تر می شود برخی از این اماكن را پلمب كرد!


روایت اول؛ شوی زنده با طعم عشوه گری
جاده چالوس را به سمت نمك آبرود طی می كنیم و بعد از آن به «سلمان شهر» می رسیم یا به قول محلی ها «متل قو»؛ آخر تابستان است و جماعت مشتاق برای استفاده از آخرین فرصت ها برای تفریح تابستانی راهی شمال شده اند. پلاكاردهای «ویلای ساحلی»، «خانه خالی» در مسیر مدام توی چشم است. معمولا بعدازظهرها سواحل شلوغ تر است. درست كنار یكی از برج های دو قلوی نیمه كاره این شهر كه این روزها سر و صدای زیادی كرده و متعلق به یكی از بزرگ ترین فروشندگان فرش ایران است یك پلاژ خانوادگی است .

وارد این پلاژ خانوادگی می شویم با خوشامد گویی گرم و ورودی 5 هزار تومانی. پر از تخت های روبه دریاست و صندلی هایی كه باید برای نشستن روی آنها اجاره اش را بدهید. تابلوی «لطفا شئونات اسلامی را رعایت كنید» و «از پذیرش خانم های بد حجاب معذوریم» هم حسابی توی چشم است اما ... هنوز در هاگیر واگیر پیدا كردن جا برای نشستن هستیم كه تازه فهمیدیم كجا آمده ایم؛ سالن مد و یا ساحل جزیزه ای جدا از این جمهوری اسلامی؛ نكند اینجا آنتالیاست و ما خبر نداریم!؟ اینجا دختران بدون حجاب راه می روند( شما بخوانید عشوه گری می كنند) و راحت تر از آب خوردن قلیان و سیگارمی كشند آن هم كاملا حرفه ای و پسران هم شلوار هایی به تن دارند كه به زور خودشان را در تن نگه داشته اند .

كمی خودمان را جمع جورمی كنیم ظاهرا ما اینجا مهجوریم و غریب با این سرو و وضع. یك جورهایی نگاهمان می كنند كه انگار از مریخ آمده ایم آن هم با مقنعه و بدون آرایش! محو تماشای این شوی ساحلی هستیم كه دو دختر 18 و 19 ساله ( چیزی در مورد سر و وضع شان نمی گوییم) سر میز چند جوان كه مشغول سیگار كشیدن هستند می روند. یكی از دخترها كه می خواهد با كلامش بگوید كه لهجه انگلیسی دارد و به آن فخر می فروشد با فارسی دست و پا شكسته به یكی از پسرها می گوید: «من می خوام برم جت اسكی تو با من می یای؟» پسر هم كه محو تماشاست! هول و دستپاچه جواب می دهد: «با من هستی؟ نمی دانم آخه من...». دختر بی معطلی می گوید: «ولش كن می رم با یكی دیگه...» و از نظر دور می شود .

در این ساحل كه شهرت عمومی بین عام و خاص دارد انواع تفریحات آبی یافت می شود از banana (چیزی شبیه تیوب به شكل موز كه یك قایق آن را با سرعت حمل می كند، با ظرفیت 4نفر) تا جت اسكی و قایق موتوری و... معمولا در این سواحل جت اسكی از همه تفریحات پر طرفدار تر است. بنابراین دیدن شلوارهایی كه تا زانو بالا زده می شوند و روسری هایی كه دیگر روی سر جایی برای آنها نیست كاملا طبیعی و غیر از آن غیرمعمولی تلقی می شود!

آنهایی هم كه جت اسكی اجاره می دهند سرو وضعشان خاص تر از آن چیزی است كه بشود صحبتی كرد؛ ظاهرا فضا و حضور در آنها تاثیر عجیبی بر آنها هم گذاشته است؛ خالكوبی های عجیب و غریب و پوشیدن لباس هایی به اسم لب دریا برای آنها مجاز است وگاه نگاههایی كه شرمت می شود از سنگینی شان سرت را بالا بگیری...برای خودشان دم و دستگاهی دارند و قوانینی كه قوانین حمورابی پیش آن پادشاه قوانین است. در گیر و دار تماشای این افراد هستیم كه دو جت اسكی با هم تصادف می كنند و بعد از كلی درگیری لفظی در حد بوندس لیگا(!) كه از دهان مبارك آقای »آرش« (ظاهرا برای خودش كسی است آنجا) خارج می شود حدودیک میلیون جریمه برای جت اسكی سوار بخت برگشته می برند و تهدیدش می كنند كه اگر بخواهی شكایت كنی ما هم از تو شكایت می كنیم كه به كسب و كار ما ضربه زده ای...نكته قابل تامل این است كه در این فضای فرهنگی - تفریحی نه از هلال احمر خبری است كه اگر كسی مجروح شد، غرق شد، اصلا مرد حداقل به سردخانه ببرنش و نه از نیروی انتظامی؛ هر كه تیغش تیزتر است گوش را بیشترمی برد... نمی دانیم ته این دعوا چه شد چون هنوز تماشایی در این ساحل بسیار است .

بعضی وقت ها آدم به چیزهایی كه با گوشش می شنود و یا چشمش می بیند هم نمی تواند اعتماد كند اما با آن همه چیزهایی كه اینجا دیدیم باید خیلی چیزها را باور كنیم حتی غریب بودن حجاب و سر وضعمان را! اینجا در بی مسئولیتی نیروهای مسئول، حرمت ها(اگر حرمتی در همجواری این آبهای آزاد مانده باشد) هم به راحتی خرید و فروش می شود. دو آقای نسبتا جوان در سمتی از پلاژ مشغول صحبت اند و سر قیمت چانه می زنند، كارشان به دعوا كشیده اما دعوا سر قیمت چه چیزی؟! دعوا سر قیمت یك عدد انسان فروریخته در عصر ماشین است و هر كه بیشتر پول خرج كند، برنده است و این برده داری نوین امروز ماست... نهایتا یكی شان حراجی را می برد و پیروزمندانه سوار ماشینش می شود و آن یك عدد انسان فروریخته مست غرور از زیبایی جوانی اش را سوار ماشین می كند ...

مردی در بلندگو اعلام می كند: «مفتخریم كه بهترین امكانات را به شما ارائه بدهیم با توجه به اینكه این پلاژ خانوادگی است از شما تقاضا داریم كه شئونات اسلامی را رعایت كنید باتشكر». لبخند تلخ و نگاهی به برج هایی كه تا چند وقت دیگر با قیمت های كذایی به فروش می رسد و پشیمانی از اینكه چرا اینجا آمدیم تنها چیزی است كه از بازدید این شوی زنده دستگیرمان می شود؛ راهمان را كج می كنیم تا شاید جای دیگری را پیدا كنیم.

روایت دوم؛ لطفا مزاحم نشوید؛ عكس های بدون حجاب كاملا خانوادگی

بعد از یک تجربه پربار این بار راهی یك پلاژ دیگر می شویم چند كیلومتر آن طرف تر، حدود
20 دقیقه طول می كشد تا به این پلاژ كه ساحل خصوصی«هتل هایت» است برسیم. این بار كمی اوضاع متعادل تر است. هم می توان چادر هلال احمر را دید و هم سربازانی كه ساحل متر می كنند و وظیفه خطیر هشدار عدم حضور در آب را دارند. اما از وضعیت اخلاقی و عمومی ظاهرا دست كمی از پلاژ قبلی ندارد. اینجا بازار بازی هایی مثل تاب تاب عباسی! داغ داغ است؛ با وجود اینكه بچه ها معمولا خواهان این قبیل تفریحات اند اما انگار گروهی جوان یاد كودكی شان افتاده اند و گروهی سوار این تاب می شوند آن هم دختر و پسری( از ادامه توضیحات شرمنده ایم، لطفا شطرنجی بخوانید!) ...

اما اینجا هم روایت روسری و حجاب همان داستان قبلی است كسی تمایلی به داشتن حجاب ندارد و از آن طرف كسی اصراری و اجباری برای جلوگیری از كشف حجاب...نه سرباز جرات دارد حرفی بزند و نه مردم عادی انگار دور ،دور كشف حجاب است! روسری و شال ساده ترین چیزی است كه اینجا از سر می افتد و بعد عكس های یادگاری كه از زوایای مختلف گرفته می شود به هرحال عكس خانوادگی است و حریم حریم شخصی !

سرباز بخت برگشته كه نمی داند باید تذكر بدهد یا ندهد جلو می رود و به چند دختر و پسر كه فیگور گرفته اند می گوید «آقا لطفا به خانم ها بگویید حجابشان را درست كنند» پسر جوان با لبخند تلخی می گوید:« برو آقا جون اینجا هم نمی توانیم آزاد باشیم برو آقا برو قدمت رو بزن!» سرباز هم شبیه افرادی كه هیچ قدرتی ندارند و هیچ قوه قهریه ای هم از او حمایت نمی كند دوباره خواهشش را تكرار می كند و دست آخر بی خیال قضیه می شود ... خاطرم هست، مادر سه شهید چندی پیش در گفت وگو با یك رسانه گفته بود: برای امر به معروف و نهی از منكر باید زره بپوشیم!

روایت سوم؛ تن و حیایی كه با هم به آب داده می شود
راهی شهر چالوس می شویم و پلاژ معروف این شهر. بزرگ ترین ساحل را این پلاژ دارد ورودی هم اینجا همان مبلغ قبلی است. كمی مردمی تر است و عمومی تر؛ اینجا اما اجازه هر گونه داخل آب رفتن از شنا گرفته تا شیرجه و خیس كردن پا و ... به خانم ها داده می شود. در دو پلاژ قبلی كمتر خانم ها تمایل به شنا در آب داشتند و همان قدم زدن ها و سیگار و در نهایت پا برهنه راه رفتن در ماسه ها... اما اینجا زنان تمایل دارند كه وارد آب شوند شاید چون فضا و جو عمومی این طور طلب می كند .

نكته جالب اینجاست كه بخشی از دریای این پلاژ برای آقایان سالم سازی شده است اما ظاهرا خانم ها از این سالم سازی چیزی نصیبشان نشده است و شنا در دریا آن هم با لباس برایشان مجاز است. در این بین آنهایی كه كمی دیدشان نسبت به مسایل بازتر! است بخشی از لباس خود را درآورده اند و بدون روسری و پوششی بلند، تن و حجاب و حیا را با هم به آب زده اند . آنهایی هم كه كمی پایبند حجاب اند به خیس كردن پاهایشان و یا آّب تنی بالباس و تعویض سریع لباس های خیس قانع و راضی اند .

اما هر چقدر كه ساحل عمومی را به سمت مراكز تفریحی و رفاهی طی می كنیم شكل و شمایل افراد تغییر می كند حتی صدای موسیقی خشن غربی نیز به گوش می رسد و باز دخترانی كه به سالن مد آمده اند و پسرانی كه محو تماشایند. ساعت از 10 گذشته است كه از این پلاژ هم خداحافظی می كنیم صدای دست زدن و گروهی كه مشغول رقص اند حسابی جلب توجه می كند و باز تابلویی كه حسابی روی اعصابت رژه می رود: «از ورود افراد بدحجاب معذوریم» و سوالی كه در ذهن می ماند كه این حجاب كه می گویند دقیقا یعنی چه؟ !

راستی دقت كرده اید این روزها هر كجا می رویم بحث تفكیك جنسیتی و جلوگیری از اختلاط دختر و پسر در محیط كاملا فرهنگی دانشگاه داغ است؟! بنظر شما دانشگاه ها واجب تر است یا سواحل آنتالیا ببخشید سواحل شمال كشور؟! سواحلی كه به نظر می رسد با توجه به وجود افراد بانفوذ و بومی تبدیل به خلوتگاهی برای خوشگذرانی های شبانه و روزانه برخی ها شده اند در غفلت نیروی انتظامی و سایر دوستان! راستی هفته دفاع مقدس برای این بود كه از تلویزیون چند فیلم پخش شود و چند نفر جانباز و ایثارگر از خاطراتشان بگویند و چند كلیپ و موسیقی و جشنواره و خلاص؟! دفاع مقدس ما امروز كجاست؟

روایت چهارم؛ كبوترت را به آسمان بسپار!
اطراف دانشكده آن قدر شلوغ است كه محال است سرموقع برسیم. ولی دل آدم پر می كشد از این همه جمعیت و عطر سیبی كه به مشامت می رسد، درست مثل عطری كه شب های قدر در كوچه كوچه شهر به مشام می رسید. اینجا قطعه ای از بهشت است با فرزندانی از روح الله كبیر(ره) كه دقایقی دیگر در خاك آرام می گیرد آن چند قطعه استخوان معجزه گونی كه از خاك طلاخیز جنوب برداشت كرده اند...جمعیت موج می زند و تو دلت قرص می شود از این همه حجاب، این همه عشق، این همه ایمان...درست مثل همان شب های قدر، مثل روزها و شب های اعتكاف كه بی اختیار اشك حلقه می زند توی دل آدم كه چقدر نسل ما، نسل عاشقی است، نسل مومنی است و نسل دلداده ای است...از دور حلقه زده اند دور تابوت لاغر و سبك شهید گمنام، كبوترهاشان را در دست گرفته اند كه به نشان عشق بر فراز این خانه خاكی فرزند روح الله به آسمان بفرستند...چقدر رنگ چادرهای مشكی شان، زیباست و چقدر آرام بخش...

 

گردآوری و تنظیم توسط: سایت و مجله سرگرمی ناقلا



  نویسنده: sardabir                     تعداد بازدید این مطلب:  5543                                تاریخ ارسال:  2011-10-06

مطالب جالب

لینک باکس



پربیننده ترین مطالب
در واگن زنانه مترو تهران چه میگذرد؟+عکس
شنا مختلط و اجبار دختر خانم برای شنا با پسران !
زایمان یک دختر در حمام+ عکس
تصاویر لو رفته از عروسی یک بازیکن استقلال !
این دختر در قبال رابطه جنسی پول میگرفت
این بازیگر ایرانی معروف همسر تایلندی گرفته+عکس
فرار جالب دختران از دانشگاه و دور زدن حراست
زوج شمالی که عکسشان را در اینترنت...+عکس
مطالب جالب
خواهر خوشگل بازیگر سینمای ایران+عکس
حجاب این دختر خانمها من را کشته ؟ /عکس
بازیگر ‌فیلم‌ مستهجن ‌در‌ سینمای ‌ایران ! + تصاویر
عکس سمر بازیگر زیبای عشق ممنوع با یک مرد ایرانی
رابطه نامشروع دکتر و خانم منشی+ماجرا
عکس رقص خانمهای ایرانی در عروسی
بچه مهران غفوریان ؟!+عکس
وبگردی
ماجرای شلوار لی زنانه در قم+عکس
عکس بانوی اول ایران در دوره گذشته
ازدواج این زن با سگش! (+عکس )
عکس پوشیده دختری که مورد تجاوز مجری مشهور قرار گرفت
تصاویر خیلی ناجور از شنای مختلط در مازندران
تصاویر نایاب دختران مانتو پوش در تهران
عکس صحنه ای که سانسور شد!
عکس لخت شدن یک خانم در فرودگاه
دختر هندی خوشگل در ایران غوقا کرد+ عکس زیبا
تمامی حقوق برای سایت و مجله سرگرمی ناقلا محفوظ می باشد.
طراحی حرفه ای سایت توسط : کیمیا هاست - میزبانی توسط : سرورهای قدرتمند کیمیا هاست